تبليغاتX
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

  اسم مبارك ايشان جعفر و كنية مشهور آن حضرت ابي عبدالله و لقب مشهور ايشان صادق است. عمر مبارك آن بزرگوار شصت و پنج سال بود. در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربيع الاول كه روز ولادت با سعادت حضرت رسول (ص) است بدنيا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوال المكرم به امر منصور دوانيقي مسموم و شهيد شد.
    
    مدّت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال بود.
    حضرت صادق (ع) در اين سي و چهار سال شيعه را زنده كرد. خدمات آن حضرت به شيعه به حدّي است كه شيعه را جعفري مي گويند. اين امتيازي مهمّ براي امام صادق (ع) است غالب روايات شيعه از امام صادق (ع) نقل شده است. مرحوم محقق رحمه الله در معتبر مي گويد: در فنون مختلفة اسلامي به قدري از امام صادق (ع) روايت شده است كه عقل در تحير است.
    


    بزرگان شيعه و سنّي اقرار دارند كه چهار هزار نفر از امام صادق روايت نقل نموده اند. كشي مي گويد: ابان بن تغلب سي هز ار روايت از امام صادق نقل نموده است. نجاشي مي گويد كه وشّا گفته: نهصد نفر از بزرگان را در مسجد رسول الله ديدم كه همه مي گفتند، حدثني جعفر بن محمد الصادق.
    چون عمر امام صادق (ع) در پايان دولت بني اميه و اول دولت بني عباس واقع بود و اين دو دولت قدرتي نداشتند، ـ دولت بني اميه رو به زوال بود و دولت بني عباس هنوز قدرتي نيافته بود از اين جهت توانست به نشر معارف اسلام بپردازد. و چندين هزار دانشمند در علوم اسلامي در عالم اسلام تربيت كند. ولي در دولت منصور دوانيقي علاوه بر محدوديت هايي كه براي ايشان پديد آمد و به عناوين مختلف از درس و تماس با ايشان و از انتشار روايات جلوگيري شد، افرادي را نيز در مقابل ايشان ساختند و از آنان فوق العاده طرفداري شد تا از اين راه بتوانند نور معنويت امام صادق را خاموش كنند.
    
    ابوحنيفه، قتاده و امثالهم را در فقه، سفيان ثوريها را در عرفان، ابن ابي العوجاها را در عقايد ساختند، ولي روشن بود كه اين گونه افراد نمي توانستند در مقابل آن بزرگوار بايستند. نقل شده كه منصور جلسه اي تشكيل داد كه امام صادق را علاوه بر بي احترامي مجاب كنند. قتاده چهل مسئلة غامض تهيه كرد كه از امام صادق (ع) بپرسد. چون امام صادق (ع) وارد جلسه شد، ناگهان همه برخاستند و امام صادق را بالاي مجلس جا دادند. ابهّت امام مجلس را فرا گرفت. سكوت بر جلسه حكمفرما بود تا اينكه امام صادق سكوت را شكست و از قتاده پرسيد: سؤالي داري؟
    
    قتاده گفت: يابن رسول الله آيا پنير خوردن حلال است؟
    
    امام صادق تبسم نمودند و فرمودند: مسايل تو از اين قبيل است؟
    
    قتاده گفت: نه به خدا، من چهل مسئلة مشكل تهيه كرده بودم ولي ابهت تو همه را از ياد من برد. امام صادق (ع) فرمودند: مي داني در حضور چه كسي نشسته اي؟ نزد كسي هستي كه خداوند درباره اش فرموده است في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والاصال. رجال لاتلهيهم تجاره ولا بيع عن ذكر الله.
    «در خانه‌هايي كه خدا خواسته است مرتفع باشند ـ شخصيت اجتماعي دارند، ابهت آنان در دلها است ـ خانه‌هايي كه در آنها هميشه، هر صبح و شام ذكر خدا را تسبيح مي كنند، مرداني كه داد و ستد آنها را از ياد خدا باز نمي دارد.
    
    قتاده گفت: يابن رسول الله، آن خانه ها، خانه هاي خشتي و گلي نيست، آن خانه ها، بدنهاي مطهر شما است.
    
    راجع به امثال ابن ابي العوجاها نيز بايد گفت همانطور كه اميرالمؤمنين صاحب اشتري بود كه چون شير غران لشگر معاويه را پايمال مي كرد، امام صادق نيز كسي چون هشام بن حكم را داشت كه ابن ابي العوجاها در مقابلش چون روباهي در چنگال شير بودند و بحثهاي آن بزرگوار با دشمنان اهل بيت عليهم السلام در تاريخ ضبط است.
    
    بني عباس چون نتوانستند از اين راههاي مرموز نتيجه بگيرند، امام صادق را در مضيقة شديدي قرار دادند. درس او را تعطيل و ايشان را خانه نشين كردند. حتي راوي مي گويد: «خدمت امام صادق رفتم و ديدم «الباب عليه مغلق والستر عليه مرخي» يعني: در اتاقي با پرده هاي آويخته ممنوع از ملاقات با ديگران بود؛ تا سرانجام ايشان را مسموم و شهيد كردند.»
    
    فضايل امام صادق (ع)
    فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: نحن الوجه الذي يوتي الله منه يعني ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود. بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.
    
    
    علم حضرت صادق (ع)
    راجع به علم امام صادق از زبان ايشان چند جمله نقل مي كنيم.
    
    1 ـ علاء بن سبابه مي گويد، امام صادق فرمودند: «من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمين است و آنچه در بهشت و جهنم است. و من آگاهم به گذشته و به آينده تا روز قيامت. سپس فرمودند: اين علم را از قرآن مي دانم، به قرآن تسلط دارم چون تسلّط بر كف دستم. و خداوند متعال در قرآن فرموده است كه قرآن بيان كنندة همه چيز است.»
    
    2 ـ بكير بن اعين مي گويد: «امام صادق فرمودند، من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمين است، و آنچه در دنيا و آخرت است. چون ديدند كه اين كلام پيش بعضي سنگين آمد فرمودند: اي بكير من اين علم را از قرآن مي دانم، زيرا در قرآن است ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيئ[4].»
    
    3 ـ صفوان بن عيسي مي گويد: «امام صادق فرمود: من علم اولين و آخرين را مي دانم، مي دانم آنچه در صلب پدرها و رحم مادرها است.»
    
    صبر امام صادق (ع)
    اسماعيل كه پسر بزرگ امام صادق بود از دنيا رفت. امام صادق (ع) با كمال خوشرويي از مردمي كه براي تعزيت آمده بودند پذيرايي فرمود، به قدري كه مورد تعجّب شد. از حضرت در اين مورد سؤال نمودند. آن بزرگوار فرمودند بايد تسليم امر خداوند بود. و در مصيبت ديگري فرمودند: «ما اهلبيت قبل از مصيبت فعاليت خود را انجام مي دهيم ولي چون مصيبت آمد راضي و تسليم تقدير الهي هستيم.»
    
    حلم امام صادق (ع)
    نقل نموده اند كه امام صادق (ع) غلامش را دنبال كاري فرستاد و چون غلام دير كرد، خود حضرت به دنبال آن كار رفت و در وسط راه ديد غلام خفته است. حضرت او را باد زد» تا بيدار شد پس به او فرمود: خوب است شبها بخوابي و روزها كار كني.
    
    عفو امام صادق (ع)
    به امام صادق خبر رسيد كه پسر عموي شما در ميان مردم به شما ناسزاي بسيار گفت. حضرت بلند شد دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شديد گفت: «خدايا من از حق خودم گذشتم، توا كرم الاكرميني از او در گذر و به كردارش گرفتار نكن.» گويا حضرت به اين مطلب توجه داشتند كه قطع رحم مؤاخذه شديد و با سرعت دارد، از اين جهت در نماز و دعا براي او سرعت نمودند.
    
    سخاوت امام صادق (ع)
    هشام بن سالم مي گويد: «روية امام صادق اين بود كه چون پاسي از شب مي گذشت، كيسه اي را به دوش مي گرفت و محتويات آن را ميان فقراي مدينه تقسيم مي كرد. آنان از حضرت خبري نداشتند تا اينكه پس از مرگ امام صادق روشن شد كه چه كسي به آنان توجّه داشته است.»
    
    خثعمي مي گويد: «امام صادق كيسه اي دينار به من دادند كه به شخصي بدهم و تاكيد نمودند كه اسم ايشان را نبرم. چون كيسه را به آن شخص دادم تشكر كرد، ولي از امام صادق گله كرد كه با وصفي كه قدرت دارد به ما رسيدگي نمي كند.»
    
    عبادت و خشيت امام صادق (ع)
    ابان بن تغلب مي گويد امام صادق را ديدم در ركوع و سجده هستند و هفتاد تسبيح از ايشان در ركوع و سجود شنيدم.
    
    در خرائج راوندي است كه راوي مي گويد: «امام صادق را در مسجد رسول الله ديدم به نماز است و سيصد مرتبه سبحان ربي العظيم و بحمده از ايشان شنيدم.»
    
    مالك بن انس مي گويد: «بهتر از جعفر بن محمد، در علم و تقوا نديدم و هر وقت كه او را مي ديدم، يا در ذكر بود و يا روزه بود و يا مشغول نماز بود. او از اكابر زهاد و از بندگان شايسته اي بود كه از خدا مي ترسيد و در خانة خدا خاشع و گريان بود. سالي در مكه با او بودم، چون موقع تلبيه شد نمي توانست تلبيه بگويد و مي گفت و مي گرييد كه: اگر بگويم لبيك و او بگويد لالبيك چه كنم؟
    
    سعة صدر امام صادق (ع)
    مفضل يكي از بزرگان شيعه است و كتاب او موسوم به توحيد مفضل، كتابي است در اثبات صانع وصفات او. درباره امام مي گويد: «در مسجد نشسته بودم و ابن ابي العوجا با اطرافيانش كلمات كفر آميز مي گفتند. نتوانستم صبر كنم و به آنها پرخاش كردم. ابن ابي العوجا گفت: اي مرد، اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستي، روش او چنين نيست. ما با او مذاكره مي كنيم و او با كمال صبر و بردباري، با كمال عقل و فطانت به حرفها گوش مي كند كه گويا مجاب شده است، و بعداً حرفها را يكي پس از ديگري رد و باطل مي كند.»
    
    در خاتمه قضيه اي از ابي بصير كه خود معجزه است نقل مي كنيم. ابي بصير مي گويد يك نفر گناهكار كه ما از گناه او به تنگ آمده بوديم همساية ما بود و هرچه به او نصيحت مي كرديم اثر نمي كرد. در سفري كه مي خواستم به مدينه بروم پيش من آم  اسم مبارك ايشان جعفر و كنية مشهور آن حضرت ابي عبدالله و لقب مشهور ايشان صادق است. عمر مبارك آن بزرگوار شصت و پنج سال بود. در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربيع الاول كه روز ولادت با سعادت حضرت رسول (ص) است بدنيا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوال المكرم به امر منصور دوانيقي مسموم و شهيد شد.
    
    مدّت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال بود.
    حضرت صادق (ع) در اين سي و چهار سال شيعه را زنده كرد. خدمات آن حضرت به شيعه به حدّي است كه شيعه را جعفري مي گويند. اين امتيازي مهمّ براي امام صادق (ع) است غالب روايات شيعه از امام صادق (ع) نقل شده است. مرحوم محقق رحمه الله در معتبر مي گويد: در فنون مختلفة اسلامي به قدري از امام صادق (ع) روايت شده است كه عقل در تحير است.
    


    بزرگان شيعه و سنّي اقرار دارند كه چهار هزار نفر از امام صادق روايت نقل نموده اند. كشي مي گويد: ابان بن تغلب سي هز ار روايت از امام صادق نقل نموده است. نجاشي مي گويد كه وشّا گفته: نهصد نفر از بزرگان را در مسجد رسول الله ديدم كه همه مي گفتند، حدثني جعفر بن محمد الصادق.
    چون عمر امام صادق (ع) در پايان دولت بني اميه و اول دولت بني عباس واقع بود و اين دو دولت قدرتي نداشتند، ـ دولت بني اميه رو به زوال بود و دولت بني عباس هنوز قدرتي نيافته بود از اين جهت توانست به نشر معارف اسلام بپردازد. و چندين هزار دانشمند در علوم اسلامي در عالم اسلام تربيت كند. ولي در دولت منصور دوانيقي علاوه بر محدوديت هايي كه براي ايشان پديد آمد و به عناوين مختلف از درس و تماس با ايشان و از انتشار روايات جلوگيري شد، افرادي را نيز در مقابل ايشان ساختند و از آنان فوق العاده طرفداري شد تا از اين راه بتوانند نور معنويت امام صادق را خاموش كنند.
    
    ابوحنيفه، قتاده و امثالهم را در فقه، سفيان ثوريها را در عرفان، ابن ابي العوجاها را در عقايد ساختند، ولي روشن بود كه اين گونه افراد نمي توانستند در مقابل آن بزرگوار بايستند. نقل شده كه منصور جلسه اي تشكيل داد كه امام صادق را علاوه بر بي احترامي مجاب كنند. قتاده چهل مسئلة غامض تهيه كرد كه از امام صادق (ع) بپرسد. چون امام صادق (ع) وارد جلسه شد، ناگهان همه برخاستند و امام صادق را بالاي مجلس جا دادند. ابهّت امام مجلس را فرا گرفت. سكوت بر جلسه حكمفرما بود تا اينكه امام صادق سكوت را شكست و از قتاده پرسيد: سؤالي داري؟
    
    قتاده گفت: يابن رسول الله آيا پنير خوردن حلال است؟
    
    امام صادق تبسم نمودند و فرمودند: مسايل تو از اين قبيل است؟
    
    قتاده گفت: نه به خدا، من چهل مسئلة مشكل تهيه كرده بودم ولي ابهت تو همه را از ياد من برد. امام صادق (ع) فرمودند: مي داني در حضور چه كسي نشسته اي؟ نزد كسي هستي كه خداوند درباره اش فرموده است في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والاصال. رجال لاتلهيهم تجاره ولا بيع عن ذكر الله.
    «در خانه‌هايي كه خدا خواسته است مرتفع باشند ـ شخصيت اجتماعي دارند، ابهت آنان در دلها است ـ خانه‌هايي كه در آنها هميشه، هر صبح و شام ذكر خدا را تسبيح مي كنند، مرداني كه داد و ستد آنها را از ياد خدا باز نمي دارد.
    
    قتاده گفت: يابن رسول الله، آن خانه ها، خانه هاي خشتي و گلي نيست، آن خانه ها، بدنهاي مطهر شما است.
    
    راجع به امثال ابن ابي العوجاها نيز بايد گفت همانطور كه اميرالمؤمنين صاحب اشتري بود كه چون شير غران لشگر معاويه را پايمال مي كرد، امام صادق نيز كسي چون هشام بن حكم را داشت كه ابن ابي العوجاها در مقابلش چون روباهي در چنگال شير بودند و بحثهاي آن بزرگوار با دشمنان اهل بيت عليهم السلام در تاريخ ضبط است.
    
    بني عباس چون نتوانستند از اين راههاي مرموز نتيجه بگيرند، امام صادق را در مضيقة شديدي قرار دادند. درس او را تعطيل و ايشان را خانه نشين كردند. حتي راوي مي گويد: «خدمت امام صادق رفتم و ديدم «الباب عليه مغلق والستر عليه مرخي» يعني: در اتاقي با پرده هاي آويخته ممنوع از ملاقات با ديگران بود؛ تا سرانجام ايشان را مسموم و شهيد كردند.»
    
    فضايل امام صادق (ع)
    فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: نحن الوجه الذي يوتي الله منه يعني ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود. بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.
    
    
    علم حضرت صادق (ع)
    راجع به علم امام صادق از زبان ايشان چند جمله نقل مي كنيم.
    
    1 ـ علاء بن سبابه مي گويد، امام صادق فرمودند: «من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمين است و آنچه در بهشت و جهنم است. و من آگاهم به گذشته و به آينده تا روز قيامت. سپس فرمودند: اين علم را از قرآن مي دانم، به قرآن تسلط دارم چون تسلّط بر كف دستم. و خداوند متعال در قرآن فرموده است كه قرآن بيان كنندة همه چيز است.»
    
    2 ـ بكير بن اعين مي گويد: «امام صادق فرمودند، من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمين است، و آنچه در دنيا و آخرت است. چون ديدند كه اين كلام پيش بعضي سنگين آمد فرمودند: اي بكير من اين علم را از قرآن مي دانم، زيرا در قرآن است ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيئ[4].»
    
    3 ـ صفوان بن عيسي مي گويد: «امام صادق فرمود: من علم اولين و آخرين را مي دانم، مي دانم آنچه در صلب پدرها و رحم مادرها است.»
    
    صبر امام صادق (ع)
    اسماعيل كه پسر بزرگ امام صادق بود از دنيا رفت. امام صادق (ع) با كمال خوشرويي از مردمي كه براي تعزيت آمده بودند پذيرايي فرمود، به قدري كه مورد تعجّب شد. از حضرت در اين مورد سؤال نمودند. آن بزرگوار فرمودند بايد تسليم امر خداوند بود. و در مصيبت ديگري فرمودند: «ما اهلبيت قبل از مصيبت فعاليت خود را انجام مي دهيم ولي چون مصيبت آمد راضي و تسليم تقدير الهي هستيم.»
    
    حلم امام صادق (ع)
    نقل نموده اند كه امام صادق (ع) غلامش را دنبال كاري فرستاد و چون غلام دير كرد، خود حضرت به دنبال آن كار رفت و در وسط راه ديد غلام خفته است. حضرت او را باد زد» تا بيدار شد پس به او فرمود: خوب است شبها بخوابي و روزها كار كني.
    
    عفو امام صادق (ع)
    به امام صادق خبر رسيد كه پسر عموي شما در ميان مردم به شما ناسزاي بسيار گفت. حضرت بلند شد دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شديد گفت: «خدايا من از حق خودم گذشتم، توا كرم الاكرميني از او در گذر و به كردارش گرفتار نكن.» گويا حضرت به اين مطلب توجه داشتند كه قطع رحم مؤاخذه شديد و با سرعت دارد، از اين جهت در نماز و دعا براي او سرعت نمودند.
    
    سخاوت امام صادق (ع)
    هشام بن سالم مي گويد: «روية امام صادق اين بود كه چون پاسي از شب مي گذشت، كيسه اي را به دوش مي گرفت و محتويات آن را ميان فقراي مدينه تقسيم مي كرد. آنان از حضرت خبري نداشتند تا اينكه پس از مرگ امام صادق روشن شد كه چه كسي به آنان توجّه داشته است.»
    
    خثعمي مي گويد: «امام صادق كيسه اي دينار به من دادند كه به شخصي بدهم و تاكيد نمودند كه اسم ايشان را نبرم. چون كيسه را به آن شخص دادم تشكر كرد، ولي از امام صادق گله كرد كه با وصفي كه قدرت دارد به ما رسيدگي نمي كند.»
    
    عبادت و خشيت امام صادق (ع)
    ابان بن تغلب مي گويد امام صادق را ديدم در ركوع و سجده هستند و هفتاد تسبيح از ايشان در ركوع و سجود شنيدم.
    
    در خرائج راوندي است كه راوي مي گويد: «امام صادق را در مسجد رسول الله ديدم به نماز است و سيصد مرتبه سبحان ربي العظيم و بحمده از ايشان شنيدم.»
    
    مالك بن انس مي گويد: «بهتر از جعفر بن محمد، در علم و تقوا نديدم و هر وقت كه او را مي ديدم، يا در ذكر بود و يا روزه بود و يا مشغول نماز بود. او از اكابر زهاد و از بندگان شايسته اي بود كه از خدا مي ترسيد و در خانة خدا خاشع و گريان بود. سالي در مكه با او بودم، چون موقع تلبيه شد نمي توانست تلبيه بگويد و مي گفت و مي گرييد كه: اگر بگويم لبيك و او بگويد لالبيك چه كنم؟
    
    سعة صدر امام صادق (ع)
    مفضل يكي از بزرگان شيعه است و كتاب او موسوم به توحيد مفضل، كتابي است در اثبات صانع وصفات او. درباره امام مي گويد: «در مسجد نشسته بودم و ابن ابي العوجا با اطرافيانش كلمات كفر آميز مي گفتند. نتوانستم صبر كنم و به آنها پرخاش كردم. ابن ابي العوجا گفت: اي مرد، اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستي، روش او چنين نيست. ما با او مذاكره مي كنيم و او با كمال صبر و بردباري، با كمال عقل و فطانت به حرفها گوش مي كند كه گويا مجاب شده است، و بعداً حرفها را يكي پس از ديگري رد و باطل مي كند.»
    
    در خاتمه قضيه اي از ابي بصير كه خود معجزه است نقل مي كنيم. ابي بصير مي گويد يك نفر گناهكار كه ما از گناه او به تنگ آمده بوديم همساية ما بود و هرچه به او نصيحت مي كرديم اثر نمي كرد. در سفري كه مي خواستم به مدينه بروم پيش من آمد و گفت: من مردمي مبتلا به گناهم و ترك آن برايم مشكل است. تو به خودت نگاه نكن كه از شيطان رهانيده شده اي، حال مرا به امام صادق بگو شايد آن حضرت برايم فكري كند. من قضيه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترك كني من بهشت را برايت ضامن مي شوم. ابي بصير مي گويد: چون برگشتم آن مرد به ديدنم آمد. من سلام امام صادق و پيغام او را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزي نگذشته بود كه به ديدنش رفتم و او را در حال مرگ ديدم. چشم باز كرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا كرد. سال بعد در مدينه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم كه فرمود: ابا بصير، ما به ضمانت خود عمل كرديم.»
د و گفت: من مردمي مبتلا به گناهم و ترك آن برايم مشكل است. تو به خودت نگاه نكن كه از شيطان رهانيده شده اي، حال مرا به امام صادق بگو شايد آن حضرت برايم فكري كند. من قضيه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترك كني من بهشت را برايت ضامن مي شوم. ابي بصير مي گويد: چون برگشتم آن مرد به ديدنم آمد. من سلام امام صادق و پيغام او را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزي نگذشته بود كه به ديدنش رفتم و او را در حال مرگ ديدم. چشم باز كرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا كرد. سال بعد در مدينه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم كه فرمود: ابا بصير، ما به ضمانت خود عمل كرديم.»

نشریه خانواده سبز


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

 

زندگينامه امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مى‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

 

 لقب امام صادق (ع)

 آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند. 

 

فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مى‏كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده ‏اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري)، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.

 

امام و فقه اسلامی

ـ فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.

 ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.

 

 

احسان زكات نعمتها است و شفاعت و پا در مياني ، زكات مقام و منزلت است و بيماريها زكات بدنهاست و عفو و گذشت زكات پيروزي است. و آنچه زكاتش پرداخت گرديده تضمين شده است و از دست رفتني نيست.

از كلمات قصار و سخنان حكمت آموز امام صادق عليه السلام
 

Milad imamsadiq-fa

آثار امام صادق (ع):

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1-   از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است  كه تنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .

3- كتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است.

4- كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.

6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است.

7-  رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8-  بعضي رسائل كه جابربن حيان كوفي از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10-  چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌  که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

# همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة) : مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام)  در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) منتشر کرده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط یه با صفا | 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 3:27 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط یه با صفا | 

 

صلي الله عليك يا اباعبدالله الحسين و رحمة الله و بركاته

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 2:38 قبل از ظهر  توسط یه با صفا |